سلام بر اهلش... چشم باز کردم و دیدم مسافرم ... می گویند ما مسافر زمینیم .من می گویم ما مسافر آسمان بودیم...کوله های سنگین زمین گیرمان کرد...دور هم جمع شدیم تا کمی مشق پروازکنیم... یک نفر آمد و گفت اقتدا باید کرد... به هم او که آسمان پشت سرش جامانده... به پیش آرید دفتر های مشق زندگانی را...برای صبح فردا مشق تان این است... هزاران بار بنویسید: "سبکبار شوید تا برسید"